بایگانی

نوشته های برچسب زده شده ‘زندان’

برخورد شدید با رفتار مدنی و برخورد آرام با جرم و جنایت; در قوه قضاییه و پلیس چه نگاهی حاکم است؟

۲۸ آبان ۱۳۸۸ شیطون بدون دیدگاه

ابتدای این هفته اخباری تلخ و گزنده از دو فاجعه در شمال و جنوب تهران منتشر شد که حکایت از عمق بیماری و آسیب در جامله ایران حکایت دارد. قصد ندارم در این یادداشت به تفصیل این موضوع را شرح دهم اما اشاره ای کوچک لازم می نماید. قضیه از آن قرار است که در پاکدشت ورامین زنی با تهدید چاقو از سوی ۶ مرد مورد تجاوز قرار گرفت و به فاصله ای اندک در لواسانات نیز زنی در مقابل دیدگان همسر و فرزندانش مورد آزار و اذیت جنسی قرار گرفت در مورد علل بروز جنین فجایعی باید نظر جامعه شناسان, روانشناسان و جرمشناسان صائب تر و به واقعیت نزدیکتر است و هر کسی صلاحیت تحلیل و بررسی چنین موضوعاتی را ندارد البته جامعه حق دارد شدیدا نگران گسترش چنین جرائمی باشد. بگذریم

مسلما فارغ از بررسی علل و عوامل چنین قجایعی برخورد پلیسی و قضایی (که نماینده نوع نگاه پلیس و دستگاه قضا به این معضل اجتماعی است) بعد از بروز این جنایات بسیار ضروری و لازم به نظر می رسد اما در نهایت ناسف و تعجب شاهد برخورد منقعلانه و ضعیف این دو نهاد مهم با این پدیده شوم هستیم به شکلی که قاضی رسیدگی کننده به پرونده چنین جنایتکارانی را به راحتی آزاد می کند و در ادامه مقامات پلیس  زنان را به دلیل نوع پوشش مسئول این عدم امنیت مدانند و یا چنین حوادثی را با توجه به گستره جمعیت امری بدیهی می دانند.

اما این چنین تسامح و تساهل در برخورد با مجرمین و جانیان و متجاوزان به ناموس و امنیت به مردم را مقایسه کنید با برخوردهای شدید, ناعادلانه و غیر قابل توجیه با مردمی که بسیار مدنی آرام و متمدنانه به نقض حقوق خود اعتراض کردند.

بازداشتهای طولانی مدت, نگهداری در سلول انفرادی, فشار های غیر قانونی و غیر اخلاقی بر زیندانیان و خانواده شان, سلب حق ملاقات با خانواده; اینها تنها گوشه ای کوچک از برخورد شدید با فعالان سیاسی و فعالان حقوق بشر است.

تناقض آشکار و برخوردهای دوگانه قوه قضلییه و پلیس را چگونه می توان توجیه کرد؟ آیا می توان نتیجه نگرفت که این دو نهاد به اصطلاح حافظ قانون تنها در پی امنیت و آسایش برای دستگاه حاکمه هستند و مردمی که در کوچه و خیابان زندگی می کنند اهمیتی در نگاه رسمی حاکم بر این دستگاهها و سایر دستگاههای امنیتی ندارند؟

زنده باد مخالف من!

۷ آبان ۱۳۸۸ شیطون ۱ دیدگاه

متاسفانه هنوز هم شاهد خوی استبدادی در روح و روان و چه بسا در اعماق وجود هموطنانمان هستیم. نه تنها از آن کاسته نشده بلکه روز به روز نمود بیشتری می یابد و پیشتر می رود. نگرانی زمانی فزونی میابد که همه مردم به عنوان اعضای جنبش سبز خود را محق می بینند که بر دیگران تاخته و دیگران را به خاطر آرا و عقایدشان تکفیر و تخطئه نمایند. طی چند روز گذشته شاهد دو نمونه از رفتارهای فوق الذکر بودم اولی در مورد جناب دکتر خزعلی اتفاق اقتاد ایشان در وبلاگشان از مواضع مردم و رهبران اصلاح طلب به خصوص آقای موسوی در وقایع روز قدس و شعارهای مطرح شده انتقاد کردند مورد دوم که از زاویه مخالف مطرح شده بود مطلب انتقادی علیرضا رضایی از طنز نویسان وبلاگستان بود که او هم سخنان میر حسین موسوی در اولین ویدئوی اینترنتی اش را به نقد کشیده بود. اما نقطه اشتراک این دو عزیز این بود که هر دو چند روز بعد اعلام کردند تا مدتی دست به قلم نخواهند برد(اینجا و اینجا) و …..

حال که احمدی نژاد بخشی از نخبگان را درون سلول های تنگ و تاریک حبس نموده و ما را از نعمت وجودشان محروم ساخته آیا ما نیز باید نخبگانمان را به دلیل عقایدشان یه نحو دیگری سرکوب و وادار به سکوت کنیم!؟ به راستی فرق ما با احمدی نژاد و سایر دیکتاتورها چیست؟

دلیل این رفتارها همان بیماری تاریخی استبداد زدگی است که ما و کشورمان را به وضع کنونی رسانده است. فرق مایی که هنوز در تکاپوی به ثمر رساندن جنبش سبز هستیم با دیکتاتوری که بر مسند قدرت تکیه زده چیست!؟ تازه او که طعم شیرین قدرت را چشیده در حفظ منافعش و عقایدش محق تر از ماست.

نکته دوم: تحلیلگران یکی از نقاط قوت جنبش سبز را ایدئولوژیک نبودن و فراگیر بودن آن می دانند. با خود می اندیشم اگر این جنبش ایدئولوژیک بود چه بر سر مخالفانش می آورد.

لازم است کمی به خود بیاییم و از احساسات کور و بی منطق دوری گزینیم که بزرگترین دشمن ما همین رفتارهای ماست نه احمدی نژاد و حکومت!