بایگانی

نوشته های برچسب زده شده ‘جنایت’

برادر حسین خداوکیلی وقتی داشتی این تیترو می زدی چشماتو نبسته نبودی!؟

۲۷ تیر ۱۳۸۹ شیطون بدون دیدگاه

حادثه تلخ و دردآور تروریستی پیجشنبه شب زاهدان دل همه مردم رو به درد آورد. فرقی نمی کنه که قربانیان از چه قوم و مرام و مسلکی هستند و احیانا وابسته به گروهی خاص هستند. معمولا در چنین شرایطی در همه جای دنیا یه سری مفامات استعقا میدن و یه سری دیگه پیام تسلیت. البته اینجا ایرانه و از این خبرا نیست بگذریم. اما باورنکردنی ترین واکنش رو دیروز (شنبه) تو تیتر کیهان دیدم و تا چند لحظه متوجه نشدم قضیه از چه قراره. خودتون ببینید.

دیدین!؟

واقعا می تونید این رو باور کنید؟ نه باور نه! می تونید هضمش کنید؟  واقعا آمریکا رو با پیروان امام حسین چه کار؟ نمی دونم این رو فرافکنی باید نامید یا فرصت طلبی برای تحریک احساسات مردمی ؟   که البته این حنا هم مدتهاست دیگه رنگ و بویی نداره. حالا خوبه ایالات متحده  آمریکا و انگلیس به سرعت این اقدام نفرت انگیز تروریستی رو محکوم کردن و بهانه رو از …. گرفتن!

تنها چیزی که بعد از دیدن کیهان شنبه به ذهنم اومد این بود که آقای شریعتمداری خداوکیلی وقتی داشتی این تیترو می زدی چشماتو نبسته بودی!

لزوم افزایش آگاهی های فردی و اجتماعی برای بقا و پیشرفت جنبش سبز

۲۳ خرداد ۱۳۸۹ شیطون ۲ دیدگاه

۳۶۶ روز از کودتای انتخاباتی سال ۸۸ می گذرد و بی شک می توان گفت پیامدهای این اتفاق چنان بزرگ و تاثیرگذار بوده  که سیر تحولات را بیسار سریع و شگرف به پیش برده ؛مهمترین تحول را می توان ظهور و بروز جنبش سبز دانست که با وقوع کودتای انتخاباتی از موج سبز به جنبش سبز دگردیسی یافت که همزمان با واقعه ۲۲ خرداد با حضور گسترده مردم در خیابان نمایان شد.اما نکته ای که همه به آن اذعان دارند; حاکمیت کودتایی ,راههای کنترل این شکل مبارزه را دریافته است که برای خروج از این بن بست سیالیت و انعطافپذیری رفتار این جنبش فراگیر اجتناب ناپذیر است و این همان چیزی است که در این یکسال شاهدش نبوده ایم؛ و این نقطه ضعف بزرگ جنبش سبز است.در سالروز ۲۲خرداد و باز هم می بینیم که مردم معترض  به شکل پراکنده و پارتیزانی در نقاط مختلف تجمع می کنند و بالطبع با واکنش شدید و خشنوت بار ماموران حکومتی مواجه می شوند و این وقایع همانند یک دور باطل تنها باعث ریزش نیرو های جنبش شده است.

در این بین کمتر کسی راه و روشی مناسب برای تغییر فاز و رفتار جنبش ارائه داده است. حل این مشکل اساسی نیازمند افزایش آگاهی فردی و آگاهی بخشی جامعه است.بدیهی ترین و مناسب ترین راو رفع این مشکل افزایش مطالعات و گفتگو بین ایده ها و اندیشه های مختلف درون جنبش است.آیا به واقع در یکسال گذشته جز مونولوگ و بیان نظرات فردی چیز دیگری را شاهد بوده ایم؟آیا هنوز ضرورت گفتگو و مفاهمه را دریافته ایم؟

برخورد شدید با رفتار مدنی و برخورد آرام با جرم و جنایت; در قوه قضاییه و پلیس چه نگاهی حاکم است؟

۲۸ آبان ۱۳۸۸ شیطون بدون دیدگاه

ابتدای این هفته اخباری تلخ و گزنده از دو فاجعه در شمال و جنوب تهران منتشر شد که حکایت از عمق بیماری و آسیب در جامله ایران حکایت دارد. قصد ندارم در این یادداشت به تفصیل این موضوع را شرح دهم اما اشاره ای کوچک لازم می نماید. قضیه از آن قرار است که در پاکدشت ورامین زنی با تهدید چاقو از سوی ۶ مرد مورد تجاوز قرار گرفت و به فاصله ای اندک در لواسانات نیز زنی در مقابل دیدگان همسر و فرزندانش مورد آزار و اذیت جنسی قرار گرفت در مورد علل بروز جنین فجایعی باید نظر جامعه شناسان, روانشناسان و جرمشناسان صائب تر و به واقعیت نزدیکتر است و هر کسی صلاحیت تحلیل و بررسی چنین موضوعاتی را ندارد البته جامعه حق دارد شدیدا نگران گسترش چنین جرائمی باشد. بگذریم

مسلما فارغ از بررسی علل و عوامل چنین قجایعی برخورد پلیسی و قضایی (که نماینده نوع نگاه پلیس و دستگاه قضا به این معضل اجتماعی است) بعد از بروز این جنایات بسیار ضروری و لازم به نظر می رسد اما در نهایت ناسف و تعجب شاهد برخورد منقعلانه و ضعیف این دو نهاد مهم با این پدیده شوم هستیم به شکلی که قاضی رسیدگی کننده به پرونده چنین جنایتکارانی را به راحتی آزاد می کند و در ادامه مقامات پلیس  زنان را به دلیل نوع پوشش مسئول این عدم امنیت مدانند و یا چنین حوادثی را با توجه به گستره جمعیت امری بدیهی می دانند.

اما این چنین تسامح و تساهل در برخورد با مجرمین و جانیان و متجاوزان به ناموس و امنیت به مردم را مقایسه کنید با برخوردهای شدید, ناعادلانه و غیر قابل توجیه با مردمی که بسیار مدنی آرام و متمدنانه به نقض حقوق خود اعتراض کردند.

بازداشتهای طولانی مدت, نگهداری در سلول انفرادی, فشار های غیر قانونی و غیر اخلاقی بر زیندانیان و خانواده شان, سلب حق ملاقات با خانواده; اینها تنها گوشه ای کوچک از برخورد شدید با فعالان سیاسی و فعالان حقوق بشر است.

تناقض آشکار و برخوردهای دوگانه قوه قضلییه و پلیس را چگونه می توان توجیه کرد؟ آیا می توان نتیجه نگرفت که این دو نهاد به اصطلاح حافظ قانون تنها در پی امنیت و آسایش برای دستگاه حاکمه هستند و مردمی که در کوچه و خیابان زندگی می کنند اهمیتی در نگاه رسمی حاکم بر این دستگاهها و سایر دستگاههای امنیتی ندارند؟