بایگانی

نوشته های برچسب زده شده ‘استبداد’

تنها جرم عبدالله مومنی ماندن در ایران است.

۲۲ آبان ۱۳۸۸ شیطون ۲ دیدگاه

شرایط وخیم عبدالله مومنی در بازداشتگاه

جرم عبدالله تنها ماندن در ایران است. گناه او تنها استقامت اوست. در حالی که بسیاری از دوستان و همقطاران او مثل علی افشاری از ایران مهاجرت کردند به خاطر ابراز عقیده شان. او ماند و شجاعانه برای برقراری دموکراسی  با رژیم استبداد دینی جنگید و نظراتش را آرام و با صلابت گفت و حالا می خواهند او را بشکنند تا دیگرانی چون او عطای ماندن در ایران را به لقایش ببخشند و دیگرانی چون او هوس بازگشت به ایران را از ذهنشان دور کنند. اما این بار نیز تیرشان به سنگ خواهند خورد و افسوس که دیکتاتورها و ظالمان هیچگاه از تاریخ عبرت نمی گیرند.

سیاست چماق و هویج یا رشوه به سران اصلاحات; آقایان موسوی کروبی و خاتمی تکلیف خود را روشن کنید

۷ آبان ۱۳۸۸ شیطون بدون دیدگاه

فکر نمی کنم هیچ انتخاباتی همانند انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری ایران بر صحنه سیاسی و اجتماعی کشور تاثیرگذار بوده باشد و توانسته یاشد این چنین تحولات سیاسی اجتماعی را شتاب ببخشد. انتخابات اخیر آرایش سیاسی اجتماعی ایران را به شدت تغییر داد بسیاری از تابوها را شکست و باعث شد اصلاح طلبان به شکلی رسمی و کودتا گونه از قدرت و سیاست کنار گذاشته شوند. اما همین تحولات که قسمتی از آن به دلیل تحلیل نادرست و عملکرد بد کودتاچیان اتفاق افتاد منجر به دوقطبی و رادیکالیزه شدن فضای سیاسی اجتماعی ایران شده است و ظاهرا جمهوری اسلامی در سراشیبی ای افتاده که شیب تندی دارد که هر کسی را یارای توقف و ایستادن در این  پرتگاه نیست. جنبش سبز و حرکت مردمی نیز عامل دیگری است که کودتاچسان را به شدت نگران ساخته است

اما آنان این بار ترفندی جدید در مواجهه با این جنبش به کار بسته اند. کودتاچیان این بار سیاست چماق و هویج را برای پایان بخشیدن به جنبش سبز برگزیده اند. از سویی افراد تندرو را مامور کرده اند که اتهاماتی سنگین بر سران اصلاحات وارد کنند و خبر ازمحاکمه آنان  بدهند به سخنان محمد جواد لاریجانی رجوع کنید که موسوی را همردیف رجوی قرار داد و رسایی که خبر از محاکمه قریب الوقوع موسوی داد از سوی دیگر چهره های قدیمی و به ظاهر میانه رو فرموده اند تا اندکی نرمش اصلاح طلبان را وادار به عقب نشینی از مواضع به حقشان کنند. اما کودتاچیان ظاهرا توجهی به این مساله ندارند که این اصلاح طلبان نیستند که پیشاپیش جنبش سبز قرار دارند بلکه آنان نیز دنباله رو این جریان قوی هستند. اما به نظر من نتیجه منطقی این سیاست خروج موسوی و کروبی و خاتمی از مواضع غیر شفاف و اتخاذ مواضعی نزدیکتر به شرایط موجود است. با وجود برخوردهایی که علیرضا یهشتی شده  و سخنانی که خطاب به  سید حسین خمینی و بستگان شهدا گفته شده دیگر صحبت از انحراف انقلاب و نادیده گرفتن راه امام و اشاره به خون شهدا ثمری ندارد. اگر قبل از انتخابات اندک تردیدی در مورد نیات شوم دولت وجود داشت دیگر آن هم از میان رفته. اکنون دیگ ر ایستادن در نقطه ای بین حکومت و مردم به نام اصلاحات موضوعیت ندارد زیرا دیگر نقطه ای به نام اصلاحات وجود ندارد و نظام نشان داده که به هیچ عنوان نه تمایلی به اصلاح شدن دارد و نه ظرفیت اصلاحات را دارد. آقایان موسوی کروبی و خاتمی; اکنون دیگر وقت آن رسیده به طرزی شفاف و صریح تکلیف خود را با حکومت و مردم روشن سازید.

زنده باد مخالف من!

۷ آبان ۱۳۸۸ شیطون ۱ دیدگاه

متاسفانه هنوز هم شاهد خوی استبدادی در روح و روان و چه بسا در اعماق وجود هموطنانمان هستیم. نه تنها از آن کاسته نشده بلکه روز به روز نمود بیشتری می یابد و پیشتر می رود. نگرانی زمانی فزونی میابد که همه مردم به عنوان اعضای جنبش سبز خود را محق می بینند که بر دیگران تاخته و دیگران را به خاطر آرا و عقایدشان تکفیر و تخطئه نمایند. طی چند روز گذشته شاهد دو نمونه از رفتارهای فوق الذکر بودم اولی در مورد جناب دکتر خزعلی اتفاق اقتاد ایشان در وبلاگشان از مواضع مردم و رهبران اصلاح طلب به خصوص آقای موسوی در وقایع روز قدس و شعارهای مطرح شده انتقاد کردند مورد دوم که از زاویه مخالف مطرح شده بود مطلب انتقادی علیرضا رضایی از طنز نویسان وبلاگستان بود که او هم سخنان میر حسین موسوی در اولین ویدئوی اینترنتی اش را به نقد کشیده بود. اما نقطه اشتراک این دو عزیز این بود که هر دو چند روز بعد اعلام کردند تا مدتی دست به قلم نخواهند برد(اینجا و اینجا) و …..

حال که احمدی نژاد بخشی از نخبگان را درون سلول های تنگ و تاریک حبس نموده و ما را از نعمت وجودشان محروم ساخته آیا ما نیز باید نخبگانمان را به دلیل عقایدشان یه نحو دیگری سرکوب و وادار به سکوت کنیم!؟ به راستی فرق ما با احمدی نژاد و سایر دیکتاتورها چیست؟

دلیل این رفتارها همان بیماری تاریخی استبداد زدگی است که ما و کشورمان را به وضع کنونی رسانده است. فرق مایی که هنوز در تکاپوی به ثمر رساندن جنبش سبز هستیم با دیکتاتوری که بر مسند قدرت تکیه زده چیست!؟ تازه او که طعم شیرین قدرت را چشیده در حفظ منافعش و عقایدش محق تر از ماست.

نکته دوم: تحلیلگران یکی از نقاط قوت جنبش سبز را ایدئولوژیک نبودن و فراگیر بودن آن می دانند. با خود می اندیشم اگر این جنبش ایدئولوژیک بود چه بر سر مخالفانش می آورد.

لازم است کمی به خود بیاییم و از احساسات کور و بی منطق دوری گزینیم که بزرگترین دشمن ما همین رفتارهای ماست نه احمدی نژاد و حکومت!